سگ‌ها نمی‌فهمند چه کسی مهربان است؟

سگ‌ها نمی‌فهمند چه کسی مهربان است؟

بسیاری از ما تجربه مواجهه با لحظاتی را داشته‌ایم که سگ‌ها به طرز مشکوکی به غریبه‌ای خیره می‌شوند یا به‌طور ناگهانی از فردی دوری می‌کنند. این رفتارها، ذهن بسیاری را به این گمان وامی‌دارد که شاید سگ چیزی حس کرده که ما از آن بی‌خبریم. در باور عمومی، سگ‌ها توانایی ویژه‌ای در تشخیص شخصیت انسان دارند. بر اساس این تصور رایج، اگر سگی به‌راحتی با فردی ارتباط برقرار کند، احتمالاً آن فرد قابل اعتماد است؛ اما اگر رفتاری تدافعی نشان دهد یا شروع به غر زدن کند، شاید آن فرد نیت خوبی ندارد. این ادراک به‌طور گسترده پذیرفته شده، اما پرسش اصلی آن است که تا چه حد می‌توان آن را با یافته‌های علمی پشتیبانی کرد؟ آیا سگ‌ها واقعاً توانایی ارزیابی اجتماعی انسان‌ها را دارند یا چنین باوری صرفاً یک تفسیر انسانی از رفتار حیوانی است؟

به گزارش رسانه اخبار فناوری تک فاکس، در زیست اجتماعی حیوانات، توانایی تشخیص افراد قابل اعتماد یک ویژگی کلیدی برای بقا و همکاری مؤثر در گروه‌ها محسوب می‌شود. گونه‌های اجتماعی برای تشخیص اینکه چه فردی مایل به همکاری است و چه فردی تمایل به سوءاستفاده از تلاش دیگران دارد، نیازمند مهارت‌هایی در ارزیابی رفتاری هستند. پژوهش‌های متعددی بر روی حیوانات با توانایی‌های شناختی پیشرفته، مانند شامپانزه‌ها، انجام شده که نشان داده‌اند این حیوانات قادرند از تجربه‌های مستقیم و همچنین مشاهده تعاملات دیگران، شهرت ذهنی برای افراد مختلف شکل دهند. این فرآیند، که در علوم رفتاری با عنوان استراق سمع اجتماعی شناخته می‌شود، به حیوان امکان می‌دهد بدون ورود به موقعیت‌های پرخطر، از رفتار دیگران درس بگیرد. چنین مهارتی حیوان را قادر می‌سازد، صرفاً از طریق تماشای تعامل دو فرد، تصمیم‌گیری کند که آیا باید به آن فرد نزدیک شود یا از او دوری کند. البته چنین فرآیندی نیازمند درک دقیق تعاملات و حافظه‌ای برای ثبت رفتار و هویت افراد دخیل در آن تعاملات است.

شامپانزه‌ها تا اندازه‌ای در این مهارت پیچیده خبره هستند که حتی می‌توانند نسبت به رفتار انسان‌ها نیز قضاوت‌هایی شکل دهند. با این حال، پژوهش‌هایی که تلاش کرده‌اند مشابه این توانایی را در سگ‌ها بررسی کنند، به‌دلیل سابقه طولانی هم‌زیستی سگ با انسان و تفاوت در ساختار شناختی این گونه، به نتایجی متناقض دست یافته‌اند. برخی یافته‌ها توانایی ارزیابی اجتماعی را در سگ‌ها رد می‌کنند، در حالی که برخی دیگر آن را تأیید می‌نمایند. برای نمونه، در پژوهشی که در مرکز علمی گرگ‌ها در اتریش انجام شد، مشاهده شد که حتی سگ‌ها و گرگ‌هایی که در گروه‌های اجتماعی بزرگ زندگی می‌کنند، پس از تجربه مستقیم یا حتی مشاهده رفتار انسان‌ها، قضاوت مشخصی درباره آن‌ها ندارند. این یافته باعث شد این سؤال مطرح شود که آیا دلیل این موضوع ناتوانی شناختی ذاتی در این حیوانات است، یا آنکه تعامل محدود با انسان‌ها مانع شکل‌گیری چنین درکی می‌شود؟

برای بررسی دقیق‌تر این مسئله، گروهی از پژوهشگران دانشگاه کیوتو ژاپن مطالعه‌ای طراحی کردند که نتایج آن به‌تازگی در رسانه علمی IFLScience منتشر شده است. در این تحقیق، رفتار ۴۰ سگ خانگی در مواجهه با موقعیت‌هایی مشابه مورد ارزیابی قرار گرفت تا مشخص شود آیا سن یا میزان بلوغ رفتاری سگ‌ها بر توانایی آن‌ها در ارزیابی اجتماعی انسان‌ها تأثیرگذار است یا خیر. در مرحله نخست، سگ‌ها شاهد تعامل دو انسان با چند سگ دیگر بودند. یکی از این انسان‌ها نقش بخشنده را داشت و به سگ‌ها غذا می‌داد، در حالی که فرد دیگر چنین رفتاری از خود نشان نمی‌داد. پس از اتمام مرحله مشاهده، سگ‌ها در شرایطی قرار گرفتند که باید میان تعامل با یکی از این دو انسان انتخاب می‌کردند.

پژوهشگران در مرحله پایانی آزمایش، رفتار سگ‌ها را به دقت تحت نظر گرفتند تا دریابند آیا آن‌ها تمایلی برای نزدیک‌شدن به فرد بخشنده نشان می‌دهند یا نه. برخلاف انتظارات اولیه، نتایج حاکی از آن بود که سگ‌ها ترجیح خاصی نسبت به انسان بخشنده نداشتند. آن‌ها به‌طور یکسان به هر دو فرد واکنش نشان می‌دادند. این الگو در تمام گروه‌های سنی مورد بررسی نیز ثابت باقی ماند. این یافته‌ها محققان را به این نتیجه رساند که شکل‌گیری شهرت ذهنی در سگ‌ها ممکن است بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی باشد که تاکنون تصور می‌شد، حتی در مورد سگ‌هایی که تجربه هم‌زیستی روزمره و نزدیک با انسان دارند.

هوی‌لام جیم، استاد دانشگاه کیوتو و نویسنده اصلی این مقاله، در اظهارات خود تأکید کرده است که درک رفتار انسانی توسط سگ‌ها پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و نمی‌توان به‌سادگی از طریق طراحی‌های رایج آزمایشگاهی، آن را به‌دقت سنجید. او همچنین اشاره می‌کند که فقدان نشانه‌های واضح از قضاوت اجتماعی در سگ‌ها لزوماً به معنای ناتوانی ذاتی آن‌ها نیست، بلکه ممکن است طراحی آزمون‌ها عاملی تعیین‌کننده در دستیابی به نتایج دقیق‌تر باشد. برای مثال، مدل تصمیم‌گیری دوگزینه‌ای که در این پژوهش استفاده شده، ممکن است نتواند به‌طور کامل نمایانگر توانایی‌های شناختی سگ‌ها باشد و حتی داده‌ها را دچار خطا کند.

بر همین اساس، تیم پژوهش پیشنهاد داده است که در مطالعات آتی، نمونه‌های متنوع‌تری از سگ‌ها در پژوهش‌ها لحاظ شوند. از سگ‌های خدماتی و سگ‌های پلیس گرفته تا سگ‌های آزاد و بدون سرپرست، که تجربه‌های زیستی متفاوتی از یکدیگر دارند. چنین تنوعی می‌تواند نقش محیط، تجربه اجتماعی، و نوع تعامل با انسان را در شکل‌گیری توانایی قضاوت اجتماعی سگ‌ها شفاف‌تر کند. این نکته، به‌ویژه برای توسعه فناوری‌هایی در حوزه تعامل انسان و حیوانات خانگی، اهمیت زیادی خواهد داشت.

در نهایت، اگرچه بسیاری از صاحبان سگ باور دارند که حیوان خانگی‌شان قادر به تشخیص افراد خوش‌نیت از افراد خطرناک است، اما به‌نظر می‌رسد که چنین تصوری بیش از آنکه مبتنی بر یافته‌های علمی باشد، بازتابی از برداشت ذهنی انسان‌ها نسبت به رفتار سگ‌ها است. بر پایه نتایج جدید، باید در اعتبار علمی این ادراکات بازنگری کرد و طراحی مطالعات دقیق‌تری را برای درک بهتر توانایی‌های شناختی سگ‌ها در دستور کار قرار داد.